سپتامبر 9, 2026

مناسب‌سازی؛ از یک پروژه عمرانی تا یک راهبرد ملی برای حفظ جان انسان‌ها در بحران

سال‌هاست که مفهوم مناسب‌سازی در بسیاری از دستگاه‌های اجرایی، به اقدامات پراکنده و ظاهری تقلیل یافته است. در حالی که فلسفه واقعی مناسب‌سازی، ایجاد محیطی است که همه افراد، بدون توجه به محدودیت‌های جسمی، حسی یا ذهنی، بتوانند در شرایط عادی و بحرانی از آن استفاده کنند.

کاظم راد
فعال حوزه معلولین خوزستان

جنگ، بحران و بلایای طبیعی، همه چیز را از نو تعریف می‌کنند. در چنین شرایطی، آنچه در روزهای عادی یک «کمبود» تلقی می‌شود، در روزهای بحران به «مرز میان زندگی و مرگ» تبدیل می‌شود. برای افراد دارای معلولیت، مناسب‌سازی تنها ایجاد یک سطح شیبدار یا نصب آسانسور نیست؛ بلکه ایجاد امکان بقا، حفظ کرامت انسانی و تضمین حق حیات است.

سال‌هاست که مفهوم مناسب‌سازی در بسیاری از دستگاه‌های اجرایی، به اقدامات پراکنده و ظاهری تقلیل یافته است. در حالی که فلسفه واقعی مناسب‌سازی، ایجاد محیطی است که همه افراد، بدون توجه به محدودیت‌های جسمی، حسی یا ذهنی، بتوانند در شرایط عادی و بحرانی از آن استفاده کنند. اگر شهری در زمان آرامش برای یک فرد ویلچرنشین قابل استفاده نباشد، در زمان جنگ یا زلزله عملاً به زندانی بزرگ تبدیل خواهد شد.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت بحران، «نادیده گرفتن تفاوت نیازهای گروه‌های مختلف جامعه» است. برنامه‌های تخلیه اضطراری، پناهگاه‌ها، مراکز اسکان موقت، سامانه‌های هشدار، حمل‌ونقل اضطراری و حتی آموزش‌های عمومی، غالباً بر مبنای نیازهای افراد سالم طراحی می‌شوند. نتیجه آن است که افراد دارای معلولیت، سالمندان ، جانبازان و بسیاری از گروه‌های آسیب‌پذیر، در لحظه بحران از چرخه خدمات خارج می‌شوند.

از سوی دیگر، بحران تنها به آسیب‌های جسمی محدود نمی‌شود. فردی که به دلیل نبود سطح شیبدار، آسانسور یا مسیر ایمن قادر به خروج از منزل نیست، علاوه بر خطر جانی، فشار روانی شدیدی را نیز تجربه می‌کند. احساس رهاشدگی، اضطراب، بی‌اعتمادی به نظام امدادرسانی و کاهش سرمایه اجتماعی، از پیامدهای مستقیم این غفلت است.

در استان خوزستان، اهمیت این موضوع دوچندان است. این استان به دلیل سابقه جنگ تحمیلی، وجود صنایع راهبردی، شرایط اقلیمی سخت، وقوع سیلاب، گردوغبار و سایر مخاطرات، نیازمند نگاهی ویژه به مدیریت بحران فراگیر است. در چنین شرایطی، مناسب‌سازی دیگر یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت انسانی و امنیت ملی محسوب می‌شود.

مدیریت بحران فراگیر اقتضا می‌کند که از مرحله برنامه‌ریزی تا اجرا، افراد دارای معلولیت و تشکل‌های تخصصی آنان در فرآیند تصمیم‌سازی حضور داشته باشند. هیچ برنامه‌ای بدون شنیدن تجربه زیسته کسانی که هر روز با موانع محیطی زندگی می‌کنند، کامل نخواهد بود. مشارکت این گروه، کیفیت تصمیم‌ها را افزایش می‌دهد و از هزینه‌های انسانی و اقتصادی آینده می‌کاهد.

امروز، معیار توسعه‌یافتگی شهرها تنها تعداد پل‌ها، بزرگراه‌ها یا ساختمان‌های مرتفع نیست؛ بلکه میزان توانایی آن‌ها در حفاظت از آسیب‌پذیرترین شهروندان در سخت‌ترین شرایط است. شهری که بتواند امنیت، دسترسی و کرامت افراد دارای معلولیت را در بحران تضمین کند، برای همه شهروندان شهری ایمن‌تر، کارآمدتر و انسانی‌تر خواهد بود.

از این رو، ضروری است که استانداری‌ها، شهرداری‌ها، بهزیستی ، دستگاه‌های امدادی و تمامی نهادها و سازمان های مسئول، مناسب‌سازی را در متن برنامه‌های مدیریت بحران قرار دهند، نه در حاشیه آن. آینده از آنِ شهرهایی است که پیش از وقوع بحران، برای همه شهروندان خود برنامه‌ریزی کرده‌اند؛ نه پس از وقوع فاجعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.