عربستان و جورچین ترس
سید بهروز موسوی بهبید
توافقنامه مکه، اقرار همسایگان ایران به هندسه جدید قدرت در دنیاست. تاییدی بر قدرت ایران عزتمند و البته اعتراف و ترس از خیانت صهیونیسم و آمریکای شکست خورده و ناتوانی این سه کشور در مقابله و مقاومت منفرد با جبهه استکبار است. آنها میدانند یا احتمال میدهند_ که پس از شکست از ایران و برای جبران بی آبرویی، یکی از این سه کشور سیبل(هدف) جدید حملات و مدل تجزیه کشورهای پهناور خواهند بود.
مهمترین بخش این توافقنامه را بند دفاع جمعی آن مطرح نمودهاند: [هرگونه حمله نظامی علیه یکی از این سه کشور، به عنوان حمله به همه آنها تلقی خواهد شد].
حال این سئوال مطرح میشود که اگر از خیانت عربستان به سایر کشورهای مسلمان بگذریم، آیا ترکیه و پاکستان ترس از حمله یک کشور مسلمان دیگر(ایران) دارند؟ یعنی بناست جهان اسلام علیه هم جبههگیری نموده و در این جبههگیری فقط به دفاع جمعی فکر کنند؟!
🚥آیا توافقنامه قبلی عربستان و پاکستان پاسخگوی حملات احتمالی نبوده و به حضور ترکیه احساس نیاز شده است؟
🚥آیا اگر بین هند و پاکستان درگیری نظامی صورت گیرد، عربستان و ترکیه به کمک آن خواهند شتافت؟
🚥اتحاد و حمایت هند و رژیم غاصب صهیونیستی موجب نمیگردد که ترکیه و عربستان، پاکستان را رها نموده و کلاه خود را بچسبند؟
🚥موجودیت کدام کشور در خطر جدی قرار گرفته که هر روز بر اضلاع این سیستم دفاعی افزوده میگردد؟
🚥مادرخرج این سفره کیست؟
پس از انتشار خبر انعقاد توافقنامه مکه، سئوالات بسیاری به ذهن متبادر میشود که هر کدام را میتوان دستمایهی یک مطالعه قرار داد و نمودار چندوجهی این نمایشنامه را ترسیم نمود. نمایشنامهای که بیشتر یک گفتمانِ خفت را فریاد میزند! خفتی که موجب میشود یک روز گاو شیرده آمریکا شوی، یک روز بر سفره عقد غیابی صلح ابراهیم بنشینی! روزی دیگر برای امنیت دریایی تیم تشکیل دهی و روزی هم به انعقاد توافقنامه دفاعی فکر کنی!
شاید برای ماهیگیری پاکستان از این آب گل آلود و انعقاد توافقنامه با کویت و عربستان و ایفای نمایش واسطهگری بین ایران و آمریکا و منافعی که از آن به دست آورده یا خواهد آورد هم بتوان مقالهای درخور نگاشت ولی قطعا برای ترکیه به مثابه کرکسی که گوشت مردار در سوریه را با کفتارخاورمیانه (اسرائیل) شریک است و همسفرهگی و خواهرخواندگی با استکبار (ناتو و آمریکا) دارد نگارش حتی همین یک پاراگراف هم زیاد است!
برداشت نگارنده از این توافقنامه، ترس نهادینهشده از شکست در بدنه حاکمیتی عربستان است. ترسی تورمی که با گذشت ایام بر عوامل آن نیز افزوده گشته است.
روزی محاصره قطر نمایش اقتدار این طبل توخالی بود ولی امروز خفتِ توسری خوردن از یمن، عدم توانایی در شکست محاصره دریایی، ترس از افشای خیانت در جنگ تحمیلی بر ایران و عواقب احتمالی آن، ترس از اتحاد امارات و اسرائیل، ترس از رهاشدگی توسط آمریکای بدعهد، ترس از قیام داخلی و از همه بدتر ترس از حمله اسرائیل برای اجرای نقشهی شوم تجزیهی کشورهای پهناور اسلامی (طرحی که نخست برای ایران نوشته شده بود و شکست خورد)! و …
امیدوارم به سادهانگاری متهم نشوم وقتی عامیانه مینگارم که: ترس برادر مرگ است و این شتر (مرگ) به زودی در آستانهی ورودی کاخ آل سعود خوابی خوش را تجربه خواهد نمود.