ارزشیابی، استعدادیابی در آموزشوپرورش
✍️محمد مندنی زاده
۲۴اردیبهشت ۱۴۰۵
ارزشیابی در نظام آموزشی باید ابزاری برای کشف استعدادها، هدایت تواناییها و کمک به شکوفایی دانشآموزان باشد؛ اما در وضعیت فعلی، در بسیاری از موارد به نقطهی مقابل استعدادیابی تبدیل شده است. غلبهی رویکرد حافظهمحور در آموزش و سنجش، مسئلهی استعداد و کشف استعداد را در میان دانشآموزان به مسیری نادرست کشانده و عملاً آموزش را از هدف اصلی خود دور کرده است.
در چنین فضایی، دانشآموزان بهجای آنکه فرصت پیدا کنند تواناییهای واقعی خود را کشف و تقویت کنند، زیر فشار آموزشهای تکراری، آزمونهای مداوم و ارزیابیهای کمثمر خسته و دلزده میشوند. این خستگی فقط به خود دانشآموز آسیب نمیزند، بلکه خانوادهها را نیز دچار سردرگمی میکند و از قدرت تصمیمگیری درست درباره آینده فرزندانشان میکاهد.
از سوی دیگر، این شرایط باعث میشود خانوادهها ندانند اگر فرزندشان به دنبال علاقه و استعداد واقعی خود باشد، باید از کجا شروع کند و چه مسیری را طی کند. متأسفانه در بسیاری از موارد، پیگیری استعدادها نیازمند هزینههای فراوان برای کلاسها، مربیان و امکانات جانبی است؛ آن هم در حالی که ممکن است این مسیر با روند رسمی آموزشوپرورش در تضاد باشد. همین تناقض سبب میشود خانوادهها، بهویژه در شرایط فشار اقتصادی و ابهام آموزشی، دوباره به همان مسیرهای غلط و کلیشهای بازگردند؛ مسیری که شاید امنتر به نظر برسد، اما لزوماً استعداد واقعی فرزند را شکوفا نمیکند.
نتیجهی این چرخه، سرخوردگی دانشآموزان، کاهش انگیزه، ضعف اعتمادبهنفس و در نهایت از بین رفتن فرصتهای ارزشمند برای رشد استعدادهای فردی است. در چنین شرایطی، مؤسسات موازی با آموزشوپرورش نیز رشد پیدا میکنند و بخش زیادی از نقش هدایتگری و تربیتی از نهاد رسمی آموزش گرفته میشود. در نتیجه، آموزشوپرورش بهتدریج از رسالت اصلی خود، یعنی تربیت، کشف استعداد، پرورش تواناییها و هدایت آنها در مسیر صحیح، دور میشود.